ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
5
معجم الأدباء ( فارسي )
جلد كتاب در نزد خود داشت . وى در نوشتن كتاب معجم البلدان و ديگر آثار خود از آنها سود مىبرد . ياقوت در مرو با جماعتى از علما و ادباى خراسان آشنا شد . هنگام اقامت در مرو از شهر بيرون مىآمد و براى تحقيق به شهرها و روستاهاى اطراف مىرفت كه خود گونهاى تحقيق جغرافيايى بود . ياقوت از سال 614 تا 616 در مرو درنگ كرد . سپس عازم خوارزم شد بدين آهنگ كه باز به مرو بازگردد و تا پايان عمر از آن جا دور نشود ، ولى حوادثى رخ داد كه اين آرزو جامهء عمل نپوشيد . طلائع سپاه مغول آشكار شد و خراسان و ما وراء النهر در معرض حملهء آن قوم قرار گرفت . ياقوت چون ديگر مردمان كه گريختن مىتوانستند به جانب مغرب گريخت . در سال 617 در اردبيل بود و پس از اندك زمانى از اردبيل رهسپار اربل شد . در اربل بر شرف الدين مستوفى اربلى فرود آمد و بخشهايى از كتاب خود ارشاد الالبّاء را به او نمود . آنگاه عزم موصل كرد . از موصل نامهاى را ، كه حاكى از قدرت ادبى اوست ، به قفطى نوشت و در آن خراسان را بسيار ستود و لقب الاكرمى را هم بر نام خود افزود يعنى بندهء قاضى الاكرم قفطى است . چندى در موصل درنگ كرد ، سپس راهى حلب شد و به ديدار قاضى الاكرم نائل آمد . قاضى از آمدنش شادمان شد و گفت كه زندگى خود را با او تقسيم مىكند . قاضى دينارى چند در كفش نهاد و كتابخانهء خود را هم به او سپرد . ياقوت در ضمن تحقيق و تأليف به استنساخ و فروش كتب نيز اشتغال داشت . دو كتاب بزرگ خود ، معجم الادبا و معجم البلدان ، را به پايان آورد و نسخهاى از معجم البلدان را به كتابخانه قفطى اتّحاف نمود و مقدمه را به نام قاضى زينت بخشيد . ياقوت هنگامى كه از آخرين سفرش از مصر ، كه براى تجارت و خريد و فروخت به آن جا رفته بود ، به حلب در آمد بيمار شد و در بيستم ماه رمضان سال 626 در كاروانسرايى در بيرون شهر وفات كرد . مدت عمرش كمى بيشتر از پنجاه سال بود و مردم همواره ثناگوى او بودند . كتابخانهء خود را به مسجد زيدى در بغداد وقف نمود . ابن شعار ، مؤلف كتاب قلائد الجمان ، ياقوت را در ميان سالى در موصل ديده و با او طرح دوستى افكنده است . وى را در كتاب خود چنين وصف مىكند : مردى است با چهرهاى گلگون و چشمانى آبى و مويى طلايى . او را به ضنّت و بخل علمى